صفحه نخست | آرشيو وبلاگ | آر.اس.اس

  شخصیت و سلامت

تلاش مطالعات قدیمى تر براى ارتباط برقرار کردن بین عوامل روان شناختى با بیمارى هاى خاص, منجر به این ایده نسبتاً گمراه کننده شد که بین بیمارى هاى مختلف و نوع شخصیت ها ارتباط وجود دارد. به طور کلّى این تحقیق, که غالباً مبتنى است بر تئورى هاى روان پویایى شناختى و دیدگاهى که انواع معین تعارضات نیمه هشیارانه را موجب الگوهاى بیمارى هاى معینى مى داند, مورد تأیید تحقیقات بعدى نبوده است. گرچه شواهد روزافزونى از منابع معتبرتر و متفاوت وجود دارد حاکى از این که شخصیت مى تواند به روش هاى دیگرى بر سلامت تأثیرگذار باشد و در تعیین بیمارى نقش بازى کند.

شاید شناخته شده ترین اثر, در این حوزه, مربوط به ارتباط بین شخصیت به اصطلاح (سنخ A) و بیمارى اکلیلى است (Friedman & Rosenman, 1974). شخصیت سنخ A با چند ویژگى مشخص مى شد: رقابت جویى, احساس کمبود وقت, خصومت و عوامل رفتارى مربوطه که با افزایش چشمگیر احتمال ابتلاء به بیمارى اکلیلى مرتبط است. گرچه مطالعات اولیه در دهه 1960 و 1970 بسیار امیدوار کننده بودند, کارهاى بعدى موقعیت را پیچیده کرده اند. برخى مطالعات در رابطه برقرار کردن بین تیپ شخصیتى A و بیمارى هاى قلبى با شکست فاحش مواجه شدند. هم اکنون تصوّر بر این است که فقط شاخصه هایى معین (مثل عصبانیت و خصومت) از طرح اولیه تیپ شخصیتى A بیمارى زا هستند.

الگوى رفتارى تیپ شخصیتى A با سطح بالاى بیمارى هاى قلبى چه ارتباطى دارد؟ همان طور که گفته شد, تقریباً به یقین رفتار تیپ شخصیتى A تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم بر سلامت فرد دارد. افراد با تیپ A واکنش فیزیولوژیک بیشترى (مثل فشار خون و ضربان قلب) نسبت به مقتضیات محیطى نشان مى دهند و حتى ممکن است مقتضیات بیشترى را با رفتار خود ایجاد کنند. لذا, افزایش مکرر فشار خون و بالا رفتن سطح تغییرات هورمونى مرتبط با پاسخ هاى تنشى, ممکن است در نهایت, تغییرات فیزیکى نامساعدى را براى قلب و رگ هاى خونى به وجود آورند. همچنین افراد تیپ A با احتمال بیشترى وارد رفتارهاى ناسالم مى شوند, زیرا نسبت به افراد با تیپ B الکل بیشترى مصرف مى کنند و اگر سیگار بکشند, دود سیگار را در درون ریه هاى خود بیشتر نگه مى دارند, احتمال استراحتشان کمتر است و بیشتر تا آخرین حدّ توانایى جسمانى شان کار مى کنند.

وسیع ترین تحقیقات جارى در روان شناسى سلامت در باب عوامل شخصیتى, بر روى رفتار تیپ A صورت گرفته است, و مداخله هاى چشمگیرى صورت گرفته اند تا الگوى رفتارى را تغییر دهند, که نتایج مثبتى براى سلامت داشته اند (بنگرید به:Thoresen, Friedman, Powell, Gill & Ulmer, 1985. )اما تحقیقات دیگرى, شخصیت را در ارتباط با استعداد بیمارى و رفتارهاى سالم مورد بررسى قرار مى دهند. براى مثال تموشوک و همکارانش نقش شخصیت تیپ C را در ارتباط با سرطان مورد مطالعه قرار داده اند (Temoshok, 1987). افراد با تیپ شخصیتى C با این مشخصات شناخته مى شوند: به سختى احساسات خود را نشان مى دهند, و گرایش به سرکوبى یا مهار احساسات خود به ویژه احساسات منفى مثل عصبانیت دارند. بعضى از روان شناسان گفته اند که این ابعاد شخصیت مى توانند نقش علّى در بیمارى سرطان بازى کنند. اگرچه هنوز اطلاعات کافى براى این مطلب وجود ندارد (بنگرید به:Fox, 1988), اما نشانه هاى روشن ترى وجود دارد بر این که این نوع از عوامل ممکن است بر رشد سرطان مؤثر باشند و به همین دلیل در مدت زنده ماندن افراد سرطانى نیز اثرگذار هستند. امروزه مداخلاتى که الگوهاى مثبت پاسخ دهى هیجانى را تشویق مى کنند در حال ارزیابى شدن در بیماران سرطانى هستند و هنوز معلوم نشده است که آیا این الگوها مى توانند مؤثر باشند یا نه.

 

متغیرهاى شخصیتى مى توانند با شیوه هاى مختلف بر سلامت تأثیرگذار باشند, و تمایز اجمالى اى را مى توان بین متغیّرهاى شخصیتى گذاشت, متغیرهاى شخصیتى اى که ارتباط مثبت با سلامت و رفتارهاى سالم دارند و متغیرهاى شخصیتى که ارتباط نامناسب با آن ها دارند. برخلاف تأثیرات نامناسب تیپ هاى A و C, متغیرهاى شخصیتى دیگرى مى توانند به شیوه هاى مختلف حالت محافظت کننده داشته باشند. یکى از چیزهایى که توجه بسیارى را جلب کرده است, مفهوم نیرومندى است (Kobasa, 1979) که وصف افرادى است که احساس شدید کنترل شخصى نسبت به رویدادهاى زندگى, احساس شدید التزام یا درگیرى و مشارکت در کارها و گرایش به بررسى مقتضیات و تغییرات محیطى به عنوان چالش ها, دارند.

با وجود مشکلات اندازه گیرى نیرومندى, شواهدى چند نشان مى دهند که افراد نیرومند کمتر از عوامل تنیدگى زا متأثر مى شوند. جنبه هاى دیگرى از شخصیت نیز نشان داده اند که محافظت کننده از سلامت هستند. یک نمونه از آن ها خوش بینى است (Scheier, Weintraub & Carver, 1986) که وصف گرایشى است نسبت به انتظارات مثبت در زندگى و افراد را توانا مى سازد تا بهتر بتوانند با مسائل تنش زاى زندگى خود مقابله کنند و وارد شیوه هاى سالم تر زندگى شوند.

نکته آخر این که, شواهد جدیدى وجود دارد دالّ بر این که الگوهاى کلّى پاسخ هاى هیجانى مثبت یا منفى که با شخصیت ارتباط دارند, مى توانند بر جنبه هاى مختلف سلامت اثر بگذارند (Watson & Pennebaker, 1991). افرادى که از حیث هیجانات منفى در سطح بالایى هستند (یعنى هیجانات منفى بیشترى دارند, مخصوصاً اضطراب) به نظر نمى رسد که براى بیمارى آمادگى بیشترى داشته باشند, اما به احتمال زیادتر متوجه تغییرات و نشانگان بدنى مى شوند و, در نتیجه, بیشتر در جستجوى کمک هاى پزشکى خواهند بود. در مقابل, افرادى که از حیث هیجانات مثبت در سطح بالایى هستند, که علامتش این است که رویکرد پردرگیرى تر و پر شور و شوق ترى نسبت به زندگى دارند, کمتر احتمال دارد که از مشکلات مربوط به سلامت خود حرفى بزنند یا درخواست کمک هاى پزشکى کنند. واتسن و پنبِیکر شواهد جالبى را فراهم کرده اند تا نشان دهند که این سبک هاى پاسخ هیجانى با شخصیت به شدت مرتبط هستند و شاید تحت تأثیر عوامل ژنتیکى باشند.

نقش عوامل شخصیتى در سلامت بسیار پیچیده است (بنگرید به:Friedman & Booth-Kewley, 1987). اندیشه هاى قدیمى که معتقد بود الگوهاى ویژه شخصیتى و تعارضات هیجانى با بیمارى هاى خاصى مرتبط اند, مورد تأیید واقع نشده اند. با وجود این, شواهد مهمى وجود دارد که جنبه هاى شخصیتى ممکن است باعث شوند افراد نسبت به تأثیرات تنش ها کمتر یا بیشتر حساس شوند و مى توانند هم بر رفتارهاى سلامت زا و هم بر رفتارهاى بیمارى زا تأثیر داشته باشند.

منبع: کتاب روان شناسی سلامت برگرفته شده از کتابخانه سایت تبیان

برچسب هاي اين مطلب :اخلاق و سلامت
و برچسب هاي اين مطلب :فرهنگ سلامت
و برچسب هاي اين مطلب :بهداشت و سلامت
و برچسب هاي اين مطلب :تغذیه و سلامت
نويسنده : مرد سلامت | ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لينک ثابت - به اين پست امتياز دهيد